بهانه های خوب زندگی

بهانه های خوبی که همین نزدیکی ها هستند

ماه رمضان امسال هم به پایان رسید.
شاید برای بعضی از ما، رمضان فقط تداعی کننده نخوردن و نیاشامیدن و سختی و … باشد، اما به گمانم رمضان، فرصتی است برای این که آدمیزاد از آن وجه حیوانی و دنیوی اش قدری فاصله بگیرد.
آنقدر زندگی های امروزی، ما را در خودشان غرق کرده اند که شاید کل زندگی مان خلاصه شود در همین راحتی و آسایش، و به قول سعدی علیه الرحمه: «خور و خواب و خشم و شهوت»…، اما خداوند فرصت های زیادی در عمرمان فراهم می کند که یادآوری کند وجهه انسانی و زیبای وجودمان را…

لذت کتاب خواندن

به بهانه برگزاری نمایشگاه کتاب؛ چگونه از مطالعه لذت ببریم؟

فرصت استفاده از نمایشگاه کتاب، همیشه یک تجربه شیرین و لذت بخش است، آن قدر که ارزش همه خستگی ها و پادرد و کمردردهای پیاده روی های طولانی اش را داشته و دارد! چرخیدن میان غرفه ها و ورق زدن کتاب ها حسابی آدم را سرحال می آورد و بعد از خریدشان، دل آدم غنج می زند که برسد به خانه و از خواندن و سیر و سفر در دنیای کتاب، حسابی لذت ببرد.
البته شاید برای خیلی از آدم ها هم اینطور نباشد. شاید هیچ وقت کتاب خواندن برایشان جذاب و خاطره انگیز نبوده، شاید همیشه تنها خاطره شان از کتاب خواندن، سنگینی خوشایند پلک ها بوده و چرت بعد از اندکی مطالعه!
اگر به کتاب علاقه و به طور کلی دغدغه مطالعه دارید، ولی تجربه های کسالت آور و ناخوشایندی از کتاب و کتابخوانی دارید، یا دوست دارید فرزندتان به این حیطه علاقه مند شود، احتمالا نکات زیر تا حدی راهگشا خواهند بود.

اثر پیگمالیون

روز معلم و افسانه پیگمالیون مجسمه ساز

همه ما آدم ها دوست داریم که هر چیزی که به نوعی به ما مرتبط می شود، از پدر و مادر گرفته تا همسر و فرزند، دوست و همسایه و همکار و … مطابق میل ما رفتار کنند. مثلا دلمان می خواهد که فرزندمان در امور مربوط به زندگی اش موفق عمل کند، یا همسرمان در موقعیت های مختلف، ما را مورد حمایت عاطفی و محبت آمیز قرار دهد. اما درعین حال، همیشه هم دور گردون بر مراد ما نمی گردد!
عملکرد شما در چنین موقعیت هایی چیست؟ در هنگام وقوع چنین اتفاقات ناراحت کننده ای چه واکنشی نشان می دهید؟ عصبی می شوید و مقابله به مثل می کنید؟ یا رفتار دیگری را در پیش می گیرید؟

سال نو مبارک

چگونه در بهار، نو شویم؟

بهار، واژه ای است که حس تازگی دارد، اصلا انگار کلمه بهار، پر است از بوی شکوفه، پر است از جوانه های کم جان و سبز، پر است از آبی آسمان و ابرهای پنبه ای و سفید. اسم بهار که می آید، ریه های آدم پر می شود از هوای تازه، پر می شود از بوی نم باران…
شاید خیلی از ما حواسمان نباشد که اینها می تواند همه پیامی برای ما باشد. این که بار دیگر خداوند، فرصتی برای تغییر در اختیار ما قرار داده است. اصلا مگر نه این است که دعای ما در هنگام تحویل سال، تحول در قلب و روح و حال و احوال مان است؟
بهار طبیعت، تلنگری است برای انسان ها که بدانند تغییر، ممکن و میسر است. این که وقتی گل و گیاه، بنا بر قانون خلقت، یک بار دیگر توان نو شدن دارند، چرا انسان نتواند؟

بیماری دانشمندپروری

با بیماری «دانشمندپروری» چه کنیم؟!

اگر شما هم از آن دست پدر و مادرهایی هستید که اصرار دارید فرزند چند ماهه تان تمام رنگ های موجود در نظام خلقت را یاد بگیرد؛ یا از این که دختر ۳ ساله تان، به ضرب و زور تمرین های شبانه روزی، اسم تمام پایتخت های کشورهای جهان را از حفظ است، به خودتان و فرزندتان می بالید؛ یا ابرام و پافشاری می کنید که پسر ۴ ساله تان، اگر نمی شود که فرانسه و انگلیسی را همزمان یاد بگیرد، حداقل باید مهد دوزبانه برود!
یا معتقدید فرزندتان دست کم باید در همین سن، الفبای زبان مادریش را یاد گرفته باشد و تا ۵ سالگی بخواند و بنویسد؛ یا چون همه فک و فامیل و اطرافیان، بچه هایشان را زیر سن دبستان، به کلاس چرتکه و … می فرستند، شما هم در تلاش هستید که فرزندتان بتواند حداقل ضرب دو رقم در دو رقم را در این سن و سال یاد بگیرد، باید بگوییم، شما دچار بیماری «دانشمند پروری» هستید!

شیوه مصرف ایرانی ها

ما ایرانی ها چگونه مصرف می کنیم؟!

الگوی مصرف مطلوب و بهینه، مطلوب ترین و بهترین روش مصرف در یک جامعه است. اما سوال اینجاست که تشخیص این مطلوبیت براساس چه متر و معیارهایی صورت می گیرد؟
در هر جامعه ای، معیارهای عقلی و منطقی و همچنین مذهبی و عرفی، تعیین کننده الگوی مصرف آن جامعه است و صدالبته برای کاهش میزان انحراف از مطلوبیت، باید میزان مصرف، منطبق بر منافع فردی و جمعی نیز باشد.
متاسفانه، آمارها نشان می دهند که کشور ما از لحاظ شیوه و الگوی مصرف در بخش های مختلف، به بیراهه می رود.

تربیت کودکان کتابخوان

چه کنیم تا فرزندمان کتابخوان بار بیاید؟

کتاب خواندن، فایده های بسیاری دارد! این شعاری است که از کودکی بسیار شنیده ایم و بزرگترهایمان از فضایل این موجود سحرانگیز و جذاب بسیار برایمان گفته اند، اما باز هم آمارها نشان می دهند که سرانه مطالعه کتاب در جامعه ما به شدت پایین است.
این که دلایل این مساله چیست، صد البته نیاز به ریشه یابی و بررسی رفتارشناسانه و جامعه شناختی دارد؛ اما چیزی را که به یقین به عنوان یک مادر می دانم این است که کتاب خواندن هم مثل هر رفتار دیگری، یک امر اکتسابی است و توسط هر فردی قابل فراگرفتن است.

اصول خرید کوله پشتی مدرسه

چه کیفی برای مدرسه، مناسب تر است؟

خرید کیف مناسب مدرسه، یکی از چالش های پیش روی خانواده ها در این ایام است! به عنوان مادر یک دانش آموز، یکی از دغدغه ها و نگرانی هایی که بارها از ذهنم گذشته، وزن زیاد کیف مدرسه و باری است که فرزندم هر روز باید در مسیر خانه تا مدرسه و برعکس، بر شانه های کوچکش حمل کند.
شاید شما هم بارها و بارها این جمله را در جلسات مدرسه از زبان بقیه پدرها و مادرها شنیده باشید که: نمی شود کاری کنید که کیف بچه ها کمی سبک تر شود؟ بچه ها گناه دارند! هر روز باید کلی کتاب و دفتر را ببرند و بیاورند!
اگر شما هم بارها این سوال را پرسیده اید یا در دل گفته اید که جانا! سخن از زبان ما می گویی! باید تاکید کنم که این مطلب، قطعا به کار شما خواهد آمد!

چهارمین نمایشگاه ایران نوشت

جناب خان، علیه بن تن

شهریور ماه، همیشه حس و حال و دورنمای درس و مدرسه را داشته و دارد. کم کم خانواده ها به فکر تهیه لوازم التحریر و کیف و کفش و وسایل مدرسه می افتند و لوازم التحریر فروشی ها رونق می گیرند. چندین سال است که نمایشگاه های مختلفی با اسامی متفاوت به بهانه نزدیک شدن سال تحصیلی برگزار می شوند. یکی از این نمایشگاه ها، “ایران نوشت” است که ویژگی منحصربه فردی دارد و آن هم عرضه لوازم التحریر وطنی است که اتفاقا اغلب کیفیت خوبی دارند و به عنوان مادری که هر سال برای فرزندش به این جور نمایشگاه ها سر می زند، می توانم ادعا کنم که اکثر این برندهای داخلی، قابل اعتنا هستند و خریدشان به اصطلاح، پشیمانی ندارد.
این نمایشگاه ها، فرصت خوبی است برای حمایت و تشویق از تولیدکنندگان هموطن مان، آنهایی که از کیفیت کالا کم نمی گذارند و وقتی هربار فرزندمان دفتر و لوازم التحریرش را پهن می کند تا تکالیفش را انجام دهد، حس خوب ایرانی بودن را در وجودمان پررنگ تر می کند!

اهمیت و ضرورت برنامه ریزی

چرا باید برنامه ریزی کنیم؟

تصور کنید که می خواهید یک مهمانی بزرگ برگزار کنید؛ از طرفی، حتی تجسم برگزاری چنین مجلس پرجمعیتی شما را می ترساند. خب! یک راه حل این است که کلا بی خیال باشید! بالاخره یک طوری می شود دیگر!! حالا روز موعود فرا رسیده و هر لحظه ممکن است مهمانان از راه برسند. خب می خواهید چه کار کنید؟ نه وسایل پذیرایی تدارک دیده اید و نه خانه و زندگی را مرتب کرده اید! از همه فاجعه بارتر این که به سر و وضعتان هم نرسیده اید!!!
چنین ماجرایی شاید به نظرتان مضحک بیاید، اما این ماجرای مواجهه بسیاری از آدم ها با خود زندگی است!

12»